مير تقي الدين كاشاني
382
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
امراض شيب رو به من آورده در شباب * از غصههاى بىحد و اندوه بىكران اى بخت از تو مىطلبم اينقدر مدد * وى عمر از تو مىطلبم اينقدر امان كز سوز دل چو شمع زبانآورى كنم * در بزم شهريار زمين ، حاتم زمان محمود آنكه بر در جودش اميدوار * حاتم نشسته است چو ادناى سايلان اى جنبشى ز گوشهء ابروى همّتت * بر باد داده كوكبهء گنج شايگان دريا چو قطرهاى بود و موج ، رشحهاى * جايى كه ابر جود تو گردد مطرفشان « 1 » نقدينهاى اگرچه از اين پيش داشت بحر * پيرايهاى اگرچه در اين عهد داشت كان از جنبشى ز كلك تو مانند من شد اين * از گوهرى ز دُرج تو ثانىّ اين شد آن لطفت كه سركه را كند از فيض ، انگبين * قهرت كه خنده را برد از طبعِ زعفران آن مرده را حيات خضر بخشد اين برد * ز آب حيات خاصيتِ عمر جاودان جسم و سر عدوى تو دانى كه چيست چيست ؟ * اى تيغ فتح را به كفت دايم اقتران وقت قتال تيغ ستيز تو را غلاف * روز مصاف نيزهء فتح تو را سنان
--> ( 1 ) . اصل : نشان .